"فلسفه طول عمر بشر"

==============

تحلیلی بر چرایی طول عمر بشر و چگونگی گذران آن

 

 

و خداوند خر را آفرید...

و به او گفت : تو یک خر خواهی بود و مثل خر از سپیده دم تا تاریکی شب کار خواهی کرد و بارهای سنگین خواهی برد . خوراکت علف است و از عقل و هوش بی بهره خواهی بود.

پنجاه سال هم عمر تو خواهد بود .

خر گفت : خداوندا!! من میخواهم خر باشم اما پنجاه سال عمر برای این زندگی سخت و غذای مزخرف  و بی عقلی و ... بسیار طولانی است. لطفا کاری کن که فقط بیست سال زندگی کنم .

و خداوند چنین کرد .

 

 

و خداوند سگ را آفرید...

و به او گفت: تو نگهبان خانه ی انسان خواهی بود و بهترین و وفادارترین یار انسان خواهی شد. غذایی به تو میدهند و سی سال هم زندگی خواهی کرد . تو یک سگ خواهی بود.

سگ گفت :خداوندا سی سال نگهبانی بسیار طولانی و دشوار است . کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم.

وخداوند چنین کرد.

 

 

و خداوند میمون را آفرید...

و به او گفت : تو یک میمون خواهی بود . از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرمی دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال هم عمر خواهی کرد.

میمون گفت : خداوندا بیست سال دلقک بودن بسیار طولانی است . من میخواهم ده سال عمر کنم.

و خداوند چنین کرد.

...

...

و سرانجام  خداوند انسان را آفرید ...

به او گفت : تو انسان هستی . تنها مخلوق هوشمند روی تمام زمین. تو میتوانی با استفاده از هوش خود سروری همه موجودات را بعهده بگیری و بر تمام جهان مسلط شوی و بیست سال هم عمر خواهی کرد.

انسان گفت : سرورم من دوست دارم انسان باشم اما بیست سال عمر بسیار کمی برای بهره بردن از اینهمه اختیارات و توانایی هاست. آن سی سالی که خر نخواست زندگی کند و آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست را به من بده .

و خداوند چنین کرد.

 

از آن زمان تا کنون :

انسان بیست سال مثل آدم زندگی میکند...

سپس سی سال مانند خر زندگی میکند : ازدواج میکند و مثل خر کار میکند و مثل خر بار میبرد و ...                                  Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

چندی بعد که فرزندانش بزرگ شدند پانزده سال مثل سگ به نگهبانی از خانه ای که مثل خر جان کنده و هر آنچه گرد هم آورده مشغول خواهد بود و Image and video hosting by TinyPic هر چیزی هم به او بدهدند میخورد...

 

وقتی هم پیر شد ده سال مثل میمون از خانه این پسر به خانه

                      Image and video hosting by TinyPic

آن دختر میرود و با ادا و دلقک بازس نوه ها و اطرافیانش را سرگرم میکند تا روزی که ...جانش درآید.

 

و این همان زندگی بود که انسان از خدا خواست .

 

هر چند با پیشرفت های علمی بشری بعید است که انسان موفق شود همان بیست سال اول را هم مثل آدم زندگی کند و همین طور به مدد همین پیشرفت شاید آنقدر شانس داشته باشد که قبل از رسیدن به دوره میمون دنیا را ترک کند البته با فرض تثبیت زمانی تمام دوره ها.

 

شما دوست عزیز هم اکنون در چه مرحله ای بسر میبرید ؟ زندگی خوشی داشته باشید.

+ نوشته شده توسط میم.نون در جمعه ۱۳۸۶/۰۲/۱۴ و ساعت ۱۲:۲۴ ق.ظ |


Powered By
BLOGFA.COM